هوالحق امروز از آن روزهایی است که اینترنت بنای ناسازگاری دارد. هر لحظه به شروع کلاس نزدیکتر میشوم تلاشم برای ورود به سامانه بینتیجهتر میشود. در نهایت مجبورم با لینکی که یکی از اعضا کلاس گذاشته وارد شوم. به خیالم همه آنقدر هولیم که تا ده دقیقه بعد… بیشتر »
کلید واژه: "حجاب"
هوالحبیب هنوز نابلد بودم ناشیانه چادر را روی سر انداخته بودم گوشهاش را محکم با دندان گرفته بودم تا مبادا بیافتد نگاهم بین جمعیت پی تو بود میخواستم پا به پایت بدوم اما سوزش عجیبی راه نفسم را بند آورد قدمهایم بیآنکه بخواهم سست شد و پلکهایم روی هم… بیشتر »
هوالشاهد تو شاید همه غیظت یا نفرتت یا… همه آن حسی که درونت موج میزند را مچاله میکنی در چادری که دنبالش را روی سنگفرشها کشیدهای و بعد پرت میکنی روی میزی که من پشتش ایستادهام من اما خشمم را درون سیاهی چادرم میپیچم بغضم را پنهان میکنم و… بیشتر »