هوالحبیب دلم میسوزد برای همه بیخداها که شبهای قدر کسی ندارند پیشش زار بزنند بیشتر »
کلید واژه: "دل"
هوالحبیب دم رفتن بود. دلش شور میزد. اما کاری از دستش برنمیآمد. دلش میگفت نه اما زبانش راه نمیبرد. همه خداحفظی کردند. او هم به ناچار. روسری سفید صورت پر چین و چروک بیبی را قاب گرفته بود. چهرهاش زردتر از همیشه به نظر میرسید. پیراهن گلگلی به تنش… بیشتر »