خانه
توافق
ارسال شده در 17 آبان 1396 توسط زفاک در لژنشین‌ها

هوالحق

بعد از دو ماه و اندی همنشینی با “لژنشین‌ها” بالاخره توافق کردیم

هرکدام بهشتی شدیم طرف مقابل را شفاعت کند…

خدایا تو شاهد باشد!

زفاک

17/ آبان/96

حوزه علمیه ,شفاعت ,طلبگی ,مدرسه علمیه معصومیه ,همکلاسی ,کلاس آیت الله خامنه ای نظر دهید »
مضطر
ارسال شده در 15 آبان 1396 توسط زفاک در شهدا, دلنوشته

هوالحبیب

می‌دانم سرک کشیدن در خلوت آدم‌ها کار خوبی نیست. اما وسوسه رهایم نمی‌کرد. “افلاطون” بغل دستم نشسته بود. زیر چشمی نگاهش کردم. زلزده بود به دیوار مثل جسمی بی‌حرکت انگار نفس هم نمی‌کشید. شش دنگ حواسش پی تو بود. دلم می‌خواست سرم را برگردانم و ببینم این صدای آرام گریه از کیست. شاید خودت بودی. دوباره بغض آمده بود و راه واژه‌هایت را بند آورده بود…

شب قبل چندین بار کلیپ را برگردانده بودم و در چهره‌ات خیره شده بودم. غمی بین واژه‌هایت بود که رهایم نمی‌کرد. دردی قلبم را سخت می‌فشرد. قلبم می‌شکست و اشک ناخودآگاه جاری می‌شد …

شرمنده بانو! وصف سختی‌هایت در کلامم نمی‌گنجد انگار…

 

حمید سیاهکالی ,حوزه علمیه ,شهره پیرانی ,ملازمان حرم ,کلیپ شهید سیاهکالی نظر دهید »
خیلی دور خیلی نزدیک
ارسال شده در 14 آبان 1396 توسط زفاک در دلنوشته, روزنوشت, لژنشین‌ها

هوالحبیب

 تازه  به حال دل “ابراهیمی‌زاده” رسیده‌ام. تصورش را بکن تمام طول ترم پیش، تمام دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌هایی که من سرشار از لذت بودم او لبریز از حس نفرت بود  و نامیدی و حسرت و اندوه شاید… همه‌ی حس‌هایی که امروز به یکباره من استادیارم تجربه کرد. سخت بود خیلی سخت… از تبعیض رنجید و درد کشید. اما لب به سخن نیاورد. تنها کاغذ سوالاتش را  مچاله کرد و پرت کرد گوشه‌ای از ذهنم. دلم ریخت یک آن. 

می‌دانم نباید بگذارم به ناامیدی برسد. نباید اجازه بدهم هیچ چیز  و هیچ کس صدای او را در من خفه کند. باید زنده بماند. باید نفس بکشد و مرا به جلو ببرد. باید موفق شود همانطور که “ابراهیمی‌زاده” ترم پیش را پشت سر گذاشت و موفق شد.

زفاک

14/آبان/96

 

 

 

 

تبعیض ,تدریس ,حدیث کسب علم ,حوزه ,طلبه ,عدالت ,علم آموزی نظر دهید »
بر من ببخش...
ارسال شده در 13 آبان 1396 توسط زفاک در دلنوشته, اهل البیت(علیهم السلام), روزنوشت, حضرت عشق(ع)

می‌دانید ‌آقا!

زمانی که این پست را می‌نوشتم

فکر نمی‌کردم زمانی بیاید و من اینطور نمک گیرتان شوم

… امروز از آن روزهایی بود که می‌خواستم

بیایم خودم را در آغوش ضریح رها کنم

و همه‌ی دلتنگی‌های این چند روزه را زار بزنم

اما نمی‌دانم چرا

مثل همیشه صورتم را گذاشتم روی ضریح

چشمهایم را بستم

و به یک صلوات خشک و خالی بسنده کردم؟

بی‌وفایی‌هایم را ببخش حضرت عشق!

زفاک

13/آبان/96

 

امامزاده سیدجعفر محمد(ع) ,خاطرات و دلنوشته های من ,مدرسه علمیه معصومیه(س) نظر دهید »
حس یک شعار
ارسال شده در 13 آبان 1396 توسط زفاک در روزنوشت, یک خط روضه

هوالحق

دیر شده بود. از جمعیت جدا شدیم و راه برگشت را در پیش گرفتیم. “سین” و “یزدانی” گرم گرفته بودند. من اما حواسم پی آن زن جوان بود با آن نوع لباسش… تازه وقتی آمد سمت دوستانش فهمیدم توریست است. چند نفری بودند. بهشان می‌خورد اروپایی باشند. روی یکی از صندلی‌های کنار خیابان نشسته بودند و زلزده بودند به ولوله جمعیتی که در میدان میرچخماق جمع شده بود. صدای گروه سرود هنوز به گوش می‌رسید. به مرگ بر آمریکا رسیده بودند. دلم می‌خواستم بروم سمت توریست‌ها و نظرشان را در مورد این شعار بپرسم.

زفاک

13/آبان/96

 

استعمار جهانی ,راهپیمایی سیزده آبان ,روز دانش آموز ,سیزده آبان ,فریاد مرگ بر آمریکا ,میدان امیرچخماق ,یزد نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 90
  • 91
  • 92
  • ...
  • 93
  • ...
  • 94
  • 95
  • 96
  • ...
  • 97
  • ...
  • 98
  • 99
  • 100
  • ...
  • 106
 
غَیث
مطالب این وبلاگ کاملا تولیدی است. استفاده بدون ذکر منبع ممنوع!
موضوعات
همه
الی الحبیب
اندیشه
اهل البیت(علیهم السلام)
حضرت صاحب (عج)
حضرت عشق(ع)
تمرین نویسندگی
حرکت جوال ذهن
خاطرات
دلنوشته
روزنوشت
شطحیات
شهدا
لژنشین‌ها
مخاطب خاص
هایکو
پوستر و عکس نوشت
کنایات
یار مهربان
یک بیت
یک خط روضه
پیوند ها
  • نور عیننا
  • حب فؤادی
  • بخوان با ما
  • میم. الف.
  • سه نقطه
  • آمار
  • امروز: 63
  • دیروز: 265
  • 7 روز قبل: 1988
  • 1 ماه قبل: 6136
  • کل بازدیدها: 241919
  • موزیک آنلاین
    MeLoDiC

    کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان