خانه
دشنام به خود
ارسال شده در 23 شهریور 1396 توسط زفاک در یار مهربان

هوالحبیب

“گذرنامه و بلیت و اجازه‌ی خروج و روادیدش ـ به قول خودش ‌ـ همه حاضر است. چمدان‌ها را بسته. چیز زیادی با خود نمی‌برد. تمام دارایی‌اش را به ارز تبدیل کرده و در جریانِ تبدیل کردن است. فقط دشنام می‌دهد. هر حرکتی که می‌کند با یک دشنام همراه است. یک روز، به خود دشنام خواهد داد. رکیک‌ترین دشنام‌های عالَم را. یک روز خواهد دید که از وطن و مردُمِ وطن می‌توان گریخت؛ اما از چنگِ گندیدگی روحِ خویش، گریختن ممکن نیست. یک روز، در غُربت، به زار زدن خواهد افتاد؛ به ندامتی زار زنان.”

“نادر ابراهیمی”

در “یک عاشقانه‌ی آرام”

 

معرفی کتاب ,مهاجرت ,نادر ابراهیمی ,وطن دوستی ,یک عاشقانه آرام نظر دهید »
سیرابِ سراب
ارسال شده در 22 شهریور 1396 توسط زفاک در دلنوشته

هوالحق

چه اهمیتی دارد در کدام کشور یا ایالت به سر ‌می‌بری؟ با کدام امکانات روز، روزگار می‌گذرانی؟ صبحانه چه می‌خوری؟ پشت کدام رل می‌نشینی؟ با کدام سرعت می‌رانی؟ چقدر علم بالا می‌آوری؟ عصرها کجا را برای سیاحت انتخاب می‌کنی؟ شب‌ها به انتظار آمدن کدام شهاب آسمانی می‌نشینی؟ مسئله آن چیزی است که تو به آن تن داده‌ای و یا با جان‌ودل پذیرفته‌ای و من دلیلش را نمی‌فهمم. چطور دهان فطرتت را بستی؟ چگونه روحت را دار زدی؟ و در سوگ وجدانت به پای‌کوبی نشستی؟ باید باور کنم. باید این واقعیت تلخ را بپذیریم. تو به وطنت پشت کردی. نه به پدر و مادر و خویشانت. به هشتاد میلیون هموطن. حتی از آسمان آبی‌اش روگرداندی. تو، مثل درختی در امنیت و آرامش روییدی و فصل میوه دادن که رسید هوای کوچ کردی؟ همه‌چیز را رها کردی و به دامن بیگانگان گریختی. به سمت سراب دویدی و این برای من سخت است. اگر دلت شور علم را می‌زد این‌طور مفتضحانه به صدای فروریختن عقایدت لبخند می‌زدی؟ اگر در پستوی اندیشه‌ات مشعلی از آگاهی افروخته بود، این‌چنین مبتذل در برابر لنز دوربین ظاهر می‌شدی؟ این دگردیسی برای من سخت است؛ و سخت‌تر سرایت آن است. دلم برای “زهراها” می‌سوزد وقتی حسرت تو را می‌خورند و آرزوی آزادی (با تعریف تو) را در ایران دارند. نمی‌دانم چرا از خود نمی‌پرسند اگر معیار آزادی پذیرش ابتذال است پس تفاوت انسان با حیوان در چیست؟ و آیا در این شرایط تلاش برای آموختن تنها بهانه‌ای برای شکم‌سیری نخواهد بود؟ و آیا این خدمت به مقام علم است یا خیانت؟ حیف که در آبشخور غرب خبری از تفکر نیست…

زفاک

22/شهریور/96

 

 

اندیشه غرب ,علم آموزی ,فطرت ,فلسفه دین ,فلسفه علم ,مهاجرت نظر دهید »
مسئله
ارسال شده در 20 شهریور 1396 توسط زفاک در اندیشه

هوالحق

این روزها به این سوال فکر می‌کنم:

آیا علم و ابتذال قابل جمع هستند؟!

 

ابتذال ,رشد علمی ,غرب ,فلسفه علم ,مهاجرت ,نخبه نظر دهید »
فریاد مظلومیت
ارسال شده در 17 شهریور 1396 توسط زفاک در اندیشه, روزنوشت

هوالبصیر

باور کن

قلبمان مالامال از اندوه می‌شود

وقتی می‌بینیم

تو را تنها به جرم پذیرش اسلام

و اعتقاد به وحدانیت الله

از خانه و زادگاهت می‌رانند

پدرت را درنهایت سنگ دلی  سر می‌برند

 و مادرت را زنده‌زنده در آتش ظلمشان می‌سوزانند

و تو اگر تاکنون از چنگ مرگ گریخته باشی

با دلی داغدار و چشمانی اشک‌بار راهی دیار غربت شده‌ای

جایی که نمی‌دانم می‌شود باز خانه آمال و آرزوهایت را

از نو بنا کنی یا نه؟

آیا از بند فقر و فلاکت نجات خواهی یافت؟

آیا روی آرامش را باز خواهی دید؟

نمی‌دانم

اما تو بدان که ما؛ تک تک مسلمانان جهان

سکوت را بر خود حرام می‌کنیم

و با تمام قدرت مظلومیتت را فریاد می‌کشیم

چرا که یقین داریم

خدا از همه قدرت‌ها بالاتر است.

زفاک

17/شهریور/96

 

اسلام ,روهینگیا ,مسلمانان ,میانمار ,نسل کشی نظر دهید »
از رنجی که می‌برم!
ارسال شده در 13 شهریور 1396 توسط زفاک در دلنوشته, روزنوشت, شطحیات

هوالحبیب

مرا ببخش اما دلم بدجور هوای حرم شهدای دانشگاه کرده است. اینجا با همه خوبی‌اش، حتی با حضور تو به‌پای حرم شهدا نمی‌رسد. چه کنم دلم با خمسه گمنام گره خرده است. با آن “السلام علیکم یا اولیاءالله” های زیر لب، با گنجشک‌های وراج و بلبل خرماهای پرچانه، با آن هوای همیشه بهاری و داوودی‌های خوش‌برورو. تو که خوب می‌دانی حساب گمنام‌ها جداست. خدا هم خاطرشان را بیشتر می‌خواهد، مثل حضرت مادر (س). می‌توانم تصور کنم چطور با آن پای لنگ و خس‌خس سینه قدم برمی‌داشتی و چشم می‌گرداندی بین آن‌همه مزار، اما سهمی جز شانه‌های لرزان و گرمی اشکی که محاسن رنگ و رفته‌ات را خیس می‌کرد، نداشتی. پیر شدی سید سر این مصیبت؛ نیستی و نمی‌بینی ما با دولت عدالت کنار آمده‌ایم کو تا دولت یار. حق با “کریمی” است؛ ما هنوز پای منبرها برای سکولاریسم روضه می‌خوانیم. جسد یکدست سیاه آن پسرک که روی آب شناور مانده به ما چه؟ “کی‌روش” را عشق است که ایران را وطن خود می‌داند. جام جهانی را عشق است آن‌هم بدون گل خورده، با پیراهن‌های مزین شده به تیزپای ایرانی؛ شاهکار ابتکار! حضرت حجت (عج) سیری چند اینجا باید حرص محصورین را بخوریم، آخر “به شعار آزادی جفا شده است!”

زفاک

13/شهریور/96

 

حضرت زهرا ,شهید گمنام ,ظهور ,مهدویت انقلابی نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 93
  • 94
  • 95
  • 96
  • ...
  • 97
  • ...
  • 98
  • 99
  • 100
  • ...
  • 101
  • ...
  • 102
  • 103
  • 104
 
غَیث
مطالب این وبلاگ کاملا تولیدی است. استفاده بدون ذکر منبع ممنوع!
موضوعات
همه
الی الحبیب
اندیشه
اهل البیت(علیهم السلام)
حضرت صاحب (عج)
حضرت عشق(ع)
تمرین نویسندگی
حرکت جوال ذهن
خاطرات
دلنوشته
روزنوشت
شطحیات
شهدا
لژنشین‌ها
مخاطب خاص
هایکو
پوستر و عکس نوشت
کنایات
یار مهربان
یک بیت
یک خط روضه
پیوند ها
  • نور عیننا
  • حب فؤادی
  • بخوان با ما
  • میم. الف.
  • سه نقطه
  • آمار
  • امروز: 40
  • دیروز: 84
  • 7 روز قبل: 387
  • 1 ماه قبل: 1061
  • کل بازدیدها: 227738
  • موزیک آنلاین
    MeLoDiC

    کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان