خانه
...
ارسال شده در 28 تیر 1403 توسط زفاک در روزنوشت

هوالحبیب

گاهی هم دلت می‌خواهد

سرت را بگذاری زمین

و بمیری

فقط همین …

نظر دهید »
روی دست
ارسال شده در 27 تیر 1403 توسط زفاک در یک خط روضه

هوالحبیب

باز هم

روی دست نیزه‌ها

می‌برند خورشید را …

اسارت ,روز یازدهم محرم ,سرهای بریده ,عاشورا نظر دهید »
یکنوا
ارسال شده در 26 تیر 1403 توسط زفاک در یک خط روضه

هوالحبیب

گوش کن

همه ذرات عالم صدا می‌زند

حسین…

امام حسین(ع) ,ظهر عاشورا ,کربلا نظر دهید »
آخرین...
ارسال شده در 24 تیر 1403 توسط زفاک در روزنوشت

هوالحبیب

باز می‌ترسم

مثل همه محرم‌ها

تصور اینکه آخرین محرم عمرم باشد

قلبم را فشرده‌تر می‌کند

و اشکم را بیشتر

 

امام حسین(ع) ,سیاه‌پوشی ,محرم نظر دهید »
بِ بسم الله
ارسال شده در 20 تیر 1403 توسط زفاک در حرکت جوال ذهن

هوالحق

نمی‌گذارم موج‌های منفی مرا با خودش ببرد. مرا از خودم از توانمندی‌هایم غافل کند. از همه امکانات هم که دور باشم. یک نعمت بزرگ دارم به نام فکر اینقدر فکر می‌کنم فکر می‌کنم تا به جایی برسم. بی‌خیال هر کس هر چه می‌خواهد بگوید. من بلدم از ناامیدی امید بسازم از حرف‌های تکراری عبور کنم. بله بله من باید بتوانم چاره‌ای نیست. سرم توی گوشی است مداد توی دستم روی کاغذ می‌چرخد که پیامی می‌آید. باز اسم مسعود پزشکیان مثل پتکی می‌خورد وسط مغزم. بابا بی‌خیال انتخابات که تمام شد تو هم که شدی رئیس جمهور. چرا ولمان نمی‌کنی؟ چرا نمی‌گذاری با همین دردهای خودمان خوش باشیم؟ استاد حرف همچنان می‌زند. از آینده پژوهی می‌گوید. از مدل دلفی. از اینکه باید برای رسیدن به راهکارها به خبرگان رجوع کرد. ویرم می‌گیرد پیام را باز کنم. گوشم به استاد هست. پیام را باز می‌کنم. متن چنگی به دل نمی‌زند. دارم فکر این همه پول را می‌کنم این همه پیامک به این همه آدم چقدر هزینه دارد؟ حالا قرار است از کجا این هزینه‌ها جبران شود؟ نمی‌دانم. من یک مهندسم که تازه حقوق یک ساله گذشته‌ام وصول شده است. آن هم یک صدم صدم این پیامک‌ها هم نمی‌شود. بیچاره رئیس چقدر خوشحال بود که توانسته بدهی بچه‌ها را پرداخت کند. رئیس جمهور جدید از خاک پای ایرانیان ارتقا یافته و رسیده به منتخب مردم. بله باید با این واژه‌ها کنار بیایم. اصلا به من چه. من یک مهندسم باید روزی سه ساعت حداقل بین هوش‌های مصنوعی بگردم. از جمینای به الیسیت از پرپلکسیتی به تینی وو بروم. از چت جی‌تی پی از هر جا که می‌دانم سوال کنم. تازه استاد می‌گفت باید هوای این ربات‌ها را هم داشت. بهشان نقش بدهیم. بدشان نیاید. فقط برای اینکه جواب‌های خوبی بدهند چاره‌ای نیست. می‌نویسم به عنوان یک متخصص اچ اس ایی و کلی جواب می‌دهد. همه را می‌خوانم. اینقدر این چند روز خوانده‌ام که دارم خودم هم یک حباب می‌شوم در کوره قوس الکتریکی که به نقطه جوش رسیده است. استاد برنامه‌ریزی می‌گوید ابتدا نقد نکنید. اینطوری خلاقیت از بین می‌رود. جرات و جسارت از بین می‌رود. با خودم می‌گوید چرا استاد ف این نکته فکر نکرد. مهم نیست. اصلا هیچ چیز مهم نیست. من برای ثابت کردن به خودم هم که شده می‌روم ته ته این قصه را درمی‌آورم….

حرکت جوال ذهن ,رئیس جمهور ,مسعود پزشکیان ,هوش مصنوعی نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 35
  • 36
  • 37
  • ...
  • 38
  • ...
  • 39
  • 40
  • 41
  • ...
  • 42
  • ...
  • 43
  • 44
  • 45
  • ...
  • 104
 
غَیث
مطالب این وبلاگ کاملا تولیدی است. استفاده بدون ذکر منبع ممنوع!
موضوعات
همه
الی الحبیب
اندیشه
اهل البیت(علیهم السلام)
حضرت صاحب (عج)
حضرت عشق(ع)
تمرین نویسندگی
حرکت جوال ذهن
خاطرات
دلنوشته
روزنوشت
شطحیات
شهدا
لژنشین‌ها
مخاطب خاص
هایکو
پوستر و عکس نوشت
کنایات
یار مهربان
یک بیت
یک خط روضه
پیوند ها
  • نور عیننا
  • حب فؤادی
  • بخوان با ما
  • میم. الف.
  • سه نقطه
  • آمار
  • امروز: 198
  • دیروز: 84
  • 7 روز قبل: 387
  • 1 ماه قبل: 1061
  • کل بازدیدها: 227738
  • موزیک آنلاین
    MeLoDiC

    کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان